صدا کن مرا ، صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من ، شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است . . .
کسی نیست ، بیا زندگی را بدزدیم
آن وقت ، میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها را ببینیم
ببین ،عقربک های فواره در صفحه ساعت
حوض زمان را به گردی بدل می کنند
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام
بیا ذوب کن در کف دست من
جرم نورانی عشق را
مرا گرم کن . . .
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه کوچک ما سیب نداشت
اگه دوست داشتید منو با اسم شب تاب لینک کنید
.gif)
.gif)
منم بانام foR you لینک کن
ممنون
mamnun ke behem sar zadi mwebe to ham aliye man to ro linkidam to ham mano belink baz ham sar bezan khosh hal misham bedune nazar nariya
felan bye
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.: Weblog Themes By Pichak :.